الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

346

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

بنا بر اين لزومى ندارد كه با گذشت زمان همواره دين و آئين تازه اى پا به عرصه وجود بگذارد ( دقت كنيد ) . و به تعبير ديگر انبياى پيشين براى اينكه انسان بتواند در اين راه پر نشيب و فرازى كه به سوى تكامل دارد پيش برود هر كدام قسمتى از نقشه اين مسير را در اختيار او گذاردند ، تا اين شايستگى را پيدا كرد كه نقشه كلى و جامع تمام راه را ، به وسيله آخرين پيامبر از سوى خداوند بزرگ ، در اختيار او بگذارد . بديهى است با دريافت نقشه كلى و جامع نيازى به نقشه ديگر نخواهد بود و اين در حقيقت بيان همان تعبيرى است كه در روايات خاتميت آمده و پيامبر اسلام را آخرين آجر يا گذارنده آخرين آجر كاخ زيبا و مستحكم رسالت شمرده است . اينها همه در مورد عدم نياز به دين و آئين جديد است اما مساله رهبرى و امامت كه همان نظارت كلى بر اجراى اين اصول و قوانين و دستگيرى از واماندگان در راه مىباشد ، مساله ديگرى است كه انسان هيچ وقت از آن بى نياز نخواهد بود ، به همين دليل پايان يافتن سلسله نبوت هرگز به معنى پايان يافتن سلسله امامت نخواهد بود ، چرا كه « تبيين » و « توضيح اين اصول » و « عينيت بخشيدن و تحقق خارجى آنها » بدون استفاده از وجود يك رهبر معصوم الهى ممكن نيست . 2 - قوانين ثابت چگونه با نيازهاى متغير مىسازد ؟ گذشته از مساله سير تكاملى بشر كه در سؤال اول مطرح بود سؤال ديگرى نيز در اينجا عنوان مىشود و آن اينكه مىدانيم مقتضيات زمانها و مكانها متفاوتند و به تعبير ديگر نيازهاى انسان دائما در تغيير است ، در حالى كه شريعت خاتم قوانين ثابتى دارد ، آيا اين قوانين ثابت مىتواند پاسخگوى نيازهاى متغير انسان